معلم اومد تو کلاس و بعد سلام و حال و احوال گفت:
زمانی که وارد کلاس میشم متوجه میشم که دانش آموزا با علاقه اومدن سرکلاس یا با تنفر...امروز فهمیدم شماها از من متنفرید اولین دلیل اینکه نوشته های ساعت قبل رو تخته هست و تخته را پاک نکردید تا برای معلم ساعت بعد اماده باشه و دوما اینکه یه تعدادیتون بعد از من وارد کلاس شدید...دوستان هر وقت یه آدم خر و خل پیدا شد که خالصانه براتون زحمت کشید که خیلی هم تعداد اینجور آدما کم هست قدر این آدمو بدونید و حرمتش را نگه دارید...اگه دلشو بشکنید یه جا تو زندگیتون ضربش را می خورید...دلیل اینکه میگن دل پدر مادرتون را نشکنید چیه؟!به این دلیل که پدر مادر براتون خالصانه زحمت کشیدن و اگه دلشون را بشکنید یه جا دیگه ضربش را میخورید!
پ.ن:حرف های این معلم در حیت سادگی بی نظیر و فوق العاده بود...ما همیشه تو زندگی فکر می کنیم کارهای عجیب غریب و متفاوتی باید بکنیم تا یه ادم خوب باشیم و به یه سری مبانی اولیه ی انسانیت بی توجه هستیم...باور کنید اگه همین مبانی اولیه مثل خیانت نکردن دروغ نگفتن احترام گذاشتن مهربان بودن را توی زندگیمون به کار ببریماون وقت از اسمی که داریم یدک میکشیم(انسان)شرمگین نمیشیم...!
روحتون شاد
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت توسط محدّثه| |
بانوی دریا...