بانوی دریا

متن مرتبط با «چه روزگار غریبیست نازنین» در سایت بانوی دریا نوشته شده است

گفت این پروانه در کار است و بسxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0کس چه داند این خبردار است و بس

  • نیلوبلاگ

    دیگری برخاست می شد مست مستxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 پای کوبان بر سر آتش نشستدست در کش کرد با آتش به همxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0خویشتن گم کرد با او خوش به همچون گرفت آتش ز سر تا پای اوxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • مهمان داریم... چه مهمانی!

  • نیلوبلاگ

    سلامو سوم اسفند مراسم شهید علی بمان غیاث هدش در حسینیه ی زینبیه ی یزد!بعد از تشیع پیکر پاک شهدای گمنام در سراسر کشور...فردا شهید غیاث در ده بالا آرام می گیرد قهرمانی که بعد از 35 سال بازگشتخوش اومدی مسافر من خسته نباشی پهلوان!پدر شهید فوت شدندراستی بابات چند ساله دق مرگ شد و عمرش سر اومد،خدا رحمتش کنه! و مادرشان در مجلس حضور داشتند...ساده و دلگیر!&nbs...

    ادامه مطلب
  • روزگار غریبیست نازنین...

  • نیلوبلاگ

    آدمی آدم است نه سخت چون سنگ و نه شکننده چون شیشه...! زمانی می رسد که دیگر بغض هایت را قورت نمی دهی...جلوی این و آن تظاهر به شادی نمی کنی...به جک های بی مزه ی دیگران نمی خندی...حسرت گذشته ها و نداشته هایت را نمیخوری...زمانی این جمله که چقدرخوب که اینقد آرام و بیخیالی دلت را خواهد زد...ولی باز هم سکوت می کنی...! یک روزی دیگر منتظر تلفن کسی نیستی...برای بودن کنار عزیزانت دست و پا نمی زنی...از بی وفایی و بی اعتنایی اطرافیانت گلایه نمی کنی...وقتی سرما دستانت را بی حس کرد بی تفاوت به راهت ادامه می دهی...

    ادامه مطلب