بانوی دریا

متن مرتبط با «ب سلامتی مامانم» در سایت بانوی دریا نوشته شده است

گفت این پروانه در کار است و بسxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0کس چه داند این خبردار است و بس

  • نیلوبلاگ

    دیگری برخاست می شد مست مستxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 پای کوبان بر سر آتش نشستدست در کش کرد با آتش به همxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0خویشتن گم کرد با او خوش به همچون گرفت آتش ز سر تا پای اوxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست انقدر سیر بخند که ندانی غم چیست

  • نیلوبلاگ

    بچه ها هر وقت وب گردی می کنم اکثر وبا غمگین و پر از ناله هست! ببین شمایی که سوگ رفتن کسی را تو زندگیت گرفتی بیا دو کلوم حرف حساب بهت بزنم! رفت..که رفت! حالا چرا اینقد راحت دارم اینو بهت میگم؟! ببین می...

    ادامه مطلب
  • نمایشگاه کتاب

  • نیلوبلاگ

    و امشب با خاله و شوهر خاله(عمو) و مامان رفتیم نمایشگاه کتاب مامان کتاب خرید و من کتاب قمار باز و آوای وحش!من کتاب هزار و یک شب و سندباد نامه را برای دختر عموم که اوایل دستان هست و خیلییییی اهل مظالعهخریدم.دو تا کتاب رنگ آمیزی و چندتا ورزشکاران و مشاغل که حالت برجسته و خاص داشت را خریدم  و سه تا کتاب که داستان و شعر مولانا بود را برای دوتا دادا...

    ادامه مطلب
  • خوشبختی

  • نیلوبلاگ

    خوشبختی یعنی وجود انسان هایی زیبا در زندگی که بدون هیچ چشم داشتی عاشقانه تو را دوست دا...

    ادامه مطلب
  • بدون شرح

  • نیلوبلاگ

    _تصور کن یه روز ازدواج کردی و با بچه هات تو پارک همو میبینیم.چیکار میکنی؟ _نمیدونم ولی لحظه ی تلخیه!تو چی؟ _من میرم برا تو و بچه هات بستنی میخرم! نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت توسط محدّثه| |...

    ادامه مطلب
  • سلامتی مامانم...

  • نیلوبلاگ

    سلامتی مامانم که هیچ وقت پشتم را خالی نکرد... ...

    ادامه مطلب
  • روزگار غریبیست نازنین...

  • نیلوبلاگ

    آدمی آدم است نه سخت چون سنگ و نه شکننده چون شیشه...! زمانی می رسد که دیگر بغض هایت را قورت نمی دهی...جلوی این و آن تظاهر به شادی نمی کنی...به جک های بی مزه ی دیگران نمی خندی...حسرت گذشته ها و نداشته هایت را نمیخوری...زمانی این جمله که چقدرخوب که اینقد آرام و بیخیالی دلت را خواهد زد...ولی باز هم سکوت می کنی...! یک روزی دیگر منتظر تلفن کسی نیستی...برای بودن کنار عزیزانت دست و پا نمی زنی...از بی وفایی و بی اعتنایی اطرافیانت گلایه نمی کنی...وقتی سرما دستانت را بی حس کرد بی تفاوت به راهت ادامه می دهی...

    ادامه مطلب
  • کمربند مشکی

  • نیلوبلاگ

    بالاخره بعد از کلی تلاش و سماجت توونستم کمربند مشکی را بگیرم . روز پنج شنبه، مرداد ماه، امتحان برگزار شد و سن سی عزیزم هم از قبل این امیدواری را به ما داده بود که برای امتحان این دفعه همه ی مربی ها تصمیم دارند سخت و دقیق امتحان را برگزار کنند. محل برگزاری امتحان باشگاه خودمون(فنون) بود.بعد از کمی انتظار صدام زدند و دوتا مربی از من امتحان گرفتند که هیج کدوم مربی خودم نبودند و من هم سعی کردم محکم و با آرامش کار کنم. وقتی رسیدم خونه مامان کلی مشتاق بود نتیجه را بدونه که گفتم جلسه ی بعد اعلام می کن...

    ادامه مطلب
  • شهاب من...

  • نیلوبلاگ

    ناخواسته به وجود آمد و روح گرفت.نامش قرار بود شهاب باشد.در شکم مادر آرام بود.خبر وجودش که به گوش خانواده رسید هیچ کس شاد نشد.شب به خواب مادر رفت و در عالم خواب در شکم مادر به نماز ایستاد و فردا به آغوش فرشتگان برگشت.گاه خطاب به خودم می گویم شهاب باید در اسمان باشد و به مقصد اصلی خودش برگشته تا شاید کمی از دلتنگی ام کم شود. هنوز هم مادر هوایش را می کند بعدها از همان پدر و مادر کودکی دنیا آمد که کمبود وجود فرزند زاده نشده را همواره در کنار خود حس می کند پدر اصرار به داشتن فرزند دوم می ورزید... و ش...

    ادامه مطلب
  • فیلم بسیار قوی و زیبا(V for vendetta)

  • نیلوبلاگ

    فیلم بسیار جذاب و فوق العاده V for vendetta xa0دیالوگ های زیبا و درخشانی داره از دیدنش لذت بردم...! xa0 کریدی: بمیر xa0!! تو چرا نمی میری ؟! xa0وی : زیرا پشت این نقاب چیزی فراتر از جسم است ، پشت این نقاب آرمان است و آرمان ها ضد گلوله اند. xa0 xa0 xa0 مردم نباید از حکومتشون بترسن ،این حکومته که باید از مردمش بترسه!! xa0...

    ادامه مطلب
  • برنامه تلویزیون

  • نیلوبلاگ

    شب با مامان داشتیم تلویزیون می دیدیم موضوعش این بود که افراد روشن فکر صدا و سیما میرفتند دم خونه مردم و میگفتن ما از بهشت زهرا اومدیم و بعد از افراد میخواستند برن داخل امبولانس بهشت زهرا که اکثر اون ها قبول نمیکردن و درباره ی مرگ باهاشون مصاحبه میکردن.بعد یه اقایی گفت من دوبار سکته کردم و قلبم با باطری کار میکنه و با این حرف شما پشت آیفون ترسیدم و فرد مصاحبه کننده طرف را تا حد مرگ پیش برد یه اقای دیگه ای هم نزدیک بود نفسش بند بیاد بعد یه خانوم حاضر شده توی اون قسمت که برای جنازه هست بخوابه و کلی...

    ادامه مطلب
  • دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست...

  • نیلوبلاگ

    اگرچه هیچ کس نیومد سری به تنهاییت نزد اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش...!...

    ادامه مطلب